خیشومی

مترادف‌ها

بینی، مربوط به بینی

فرهنگستان زبان و ادب

{nasal} [زبان شناسی] آوایی که در ادای آن مجرای گفتار در نقطه ای مسدود گردد، ولی عبور هوا به خارج بدون برخورد با هیچ مانعی از راه بینی انجام شود

جمله سازی با خیشومی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اورینتولستس، شکارگر کوچک و سبک‌وزن، جانوران کوچکی مثل حشرات، مارمولک‌ها، قورباغه‌ها و نوزادهای دایناسورها را می‌خورد. دندان‌های بالایی پیشین اورینتولستس بسیار دراز بودند و نوک دندان‌ها به‌شکلی غیرعادی تخت بود. شکل استخوان‌های سر پوزه‌اش زمانی موجب طرح این نظر شد که اورینتولستس شاخی خیشومی داشته‌است، اما مطالعات جدید نشان داده‌اند که چنین نظری احتمالاً درست نیست. دست‌های سه‌انگشتیش کشیده و باریک بودند. طرح بدنی ظریف اورینتولستس شکارچی چابک و کارآمدی از آن ساخته بود. تقریباً هیچ شکی نیست که بدن اورینتولستس را پرهایی الیاف‌مانند می‌پوشانده‌اند.

💡 پزشک پس از معاینه دقیق، تشخیص داد که مشکل تنفسی بیمار ناشی از یک گرفتگی شدید در مجاری خیشومی و سینوس‌های بینی او است.

💡 تغییر در ساختار خیشومی می‌تواند باعث شود که فرد در هنگام صحبت کردن دچار تغییر در طنین صدای خود و مشکلات گفتاری شود.

💡 برخی از بیماری‌های آلرژیک باعث التهاب در ناحیه خیشومی شده و در نتیجه فرد دچار مشکلاتی در تنفس و گرفتگی بینی می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران