خویشتن بین

لغت نامه دهخدا

خویشتن بین. [ خوی / خی ت َ ] ( نف مرکب ) کسی که خود را بزرگ و مهم داند. ( از ناظم الاطباء ). متکبر. مُعجِب. مُختال. فَخور. خودپسند. ( یادداشت مؤلف ). خودبین:
خویشتن بین و بت پرست یکیست.سنائی.وانکس کو نیست خویشتن بین
معصوم خدای بین شمارش.خاقانی.مبین درآینه چین ای بت چین
که باشد خویشتن بین خویشتن بین.نظامی.بزرگان نکردند در خود نگاه
خدابینی ازخویشتن بین مخواه.سعدی.

فرهنگ عمید

= خودبین

فرهنگ فارسی

(صفت ) آنکه پیوسته بخود میبالد خودبین.

جمله سازی با خویشتن بین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که آشفتهٔ خویش چندین مباش ببین خویشتن خویشتن بین مباش

💡 زخود بنگر همه در خویشتن بین نمود دوست رادرجان و تن بین

💡 گل چو پاشی، به فرق مردم پاش خویشتن بین و خودستای مباش

💡 ز مغرور دنیا ره دین مجوی خدابینی از خویشتن بین مجوی

💡 بی‌خبر زان جهان و مست یکیست خویشتن بین و بت پرست‌یکیست

💡 بزرگان نکردند در خود نگاه خدا بینی از خویشتن بین مخواه

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز