خوش خبر. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) نویددهنده. مژده دهنده. ( ناظم الاطباء ). مژده ور. ( یادداشت مؤلف ):
نکته روح فزا از دهن دوست بگو
نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار.حافظ.آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد
تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم.حافظ.مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد.حافظ.- خوش خبر باش؛ به قاصد نورسیده و تفألاً به کلاغ و جغد گویند چون بانگ کند. چون کلاغ یا جغدی بر بالای خانه ای نشیند و آواز دهد زنان برای رفع نحوست آن گویند: خوش خبر باش.
- خوش خبر دادن؛ نوید نیکی دادن. مژده ای دادن. ( یادداشت مؤلف ).
ویژگی آن که خبر خوش می آورد، مژده دهنده.
نوید دهنده مژده دهنده
خوش خبر (ایغدیر). خوش خبر ( به ترکی استانبولی: Hoşhaber ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در ناحیه سورمالو واقع شده است. خوش خبر ۲٬۶۹۲ نفر جمعیت دارد و ۸۷۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگه خبرشنیدم ویارب چه خوش خبر کاینک رکاب شاه سوی اصفهان رسید
💡 چو مرغ خوش خبر آواز بردار مرا چون گنج در ویرانه بگذار
💡 بپرسید از وی که ای خوش خبر کجا یافتی این دو تن بی پدر؟
💡 نوید صلح امید آنکه می دهد به بشر سفیر خوش خبر و پیک پی خجسته ماست
💡 از عدل او بگرد جهان جز خبر نماند واکنون عیان کننده این خوش خبر توئی
💡 ماه ره پیمای دائم همچو پیک خوش خبر نامه فتحش بکف گرد جهان گردنده باد