خلقه

مترادف‌ها

آفرینش، خلقت، مخلوق

فرهنگ فارسی

باران منه: سحابه خلقه ابری که در آن اثر باران باشد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی خَلَقَهُ: آنچه را آفرید(در جمله " أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ ") - اورا خلق کرد
معنی خَلْقَهُ: آفرینشش - خلقتش(خلق در اصل به معنای تقدیر و اندازه گیری است)
ریشه کلمه:
خلق (۲۶۱ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با خلقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ تمّ الکلام هاهنا و هو موضع سجود التلاوة و سمی العرش عظیما لانّه اعظم شی‌ء خلقه اللَّه.

💡 فرع- هدایت عام لازم معرفت است: الذی اعطی کل شیی خلقه ثم هدی.

💡 «وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ» ای و قل ربّنا الرحمن العاطف علی خلقه بالرزق، «الْمُسْتَعانُ» المطلوب منه المعونة و النصر، «عَلی‌ ما تَصِفُونَ» من الکذب و الباطل، و تقولون ما هذا الّا بشر مثلکم و اضغاث احلام و اساطیر الاوّلین و اشباه ذلک.

💡 «عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ» ای یعلم ما غاب عن خلقه و ما لم یغب و یعلم الموجود و المعدوم، «الْکَبِیرُ» ای عظیم الشّأن، «الْمُتَعالِ» ای العالی علی کلّ شی‌ء.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران