لغت نامه دهخدا
خسروا. [ خ ُ رَ / رُ ] ( منادا، صوت ) ای خسرو. ای پادشاه. شها. ملکا. پادشاها: خسروا، خداوندا. ( تاریخ بیهقی ).
خسروا بنده را چو دل است.انوری.
خسروا. [ خ ُ رَ / رُ ] ( منادا، صوت ) ای خسرو. ای پادشاه. شها. ملکا. پادشاها: خسروا، خداوندا. ( تاریخ بیهقی ).
خسروا بنده را چو دل است.انوری.
ای خسرو ای پادشاه
[ویکی الکتاب] معنی خَسِرُواْ: زیان کردند(کلمه خسر یا خسران به معنی از دست دادن سرمایه است، یا همهاش و یا بعضی از آن)
ریشه کلمه:
خسر (۶۵ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیان نبودی از مرگ خسروا خداوندا بگیر گیتی و در وی بساط دین گستر
💡 بمان خسروا با طرب تا به شادی چنین عید سیصد هزاران گذاری
💡 کامروا خسروا زود بود آنکه باز بیندت ابن یمین آمده شاد از سفر
💡 چو خسروا گر می خوهی ملک وصل چو فرهاد آن کن که شیرین خوهد
💡 شاهان بر انتظار شکارند خسروا باشد شکار تو همه بر انتظار تو
💡 کای: شهنشاه برون شو ز مغاک خسروا سر بدر آر، از دل خاک