لغت نامه دهخدا
خرده پا. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه سرمایه کم دارد. فقیر. کم بضاعت. تنگ سرمایه. مردم کم بضاعت از رعایا. ( یادداشت بخط مؤلف ). || آنکه بکارهای کوچک بپردازد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرده پا. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه سرمایه کم دارد. فقیر. کم بضاعت. تنگ سرمایه. مردم کم بضاعت از رعایا. ( یادداشت بخط مؤلف ). || آنکه بکارهای کوچک بپردازد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
۱. ویژگی کاسب کم بضاعت، دوره گرد، و کم مایه، کم درآمد.
۳. نوپا.
آنکه سرمایه کم دارد فقیر
💡 طرفه میزانی است عالم سنج حلمش کاندرو خرده پا سنگ می باید ز البرز و زبیر