لغت نامه دهخدا
خانقان. [ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) موضعی است بمدینه و آن محلی بوده که آب صحاری مدینه به آنجا جمع میشده است یعنی آب بطحان و عقیق و قناه. ( از معجم البلدان یاقوت حموی ).
خانقان. [ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) موضعی است بمدینه و آن محلی بوده که آب صحاری مدینه به آنجا جمع میشده است یعنی آب بطحان و عقیق و قناه. ( از معجم البلدان یاقوت حموی ).
موضعی است بمدینه و آن محلی بوده که آب صحاری مدینه بانجا جمع میشده است یعنی آب بطحان و عقیق و قناه.
💡 برای وقت جوانان کنون که سعدی رفت سخن بگو که درین خانقان پیر تویی