خاموش شدن
مترادفها
خاموش گشتن، قطع شدن
متضادها
روشن شدن، فعال شدن
لغت نامه دهخدا
خاموش شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) حرف نزدن. ( ناظم الاطباء ). ساکت شدن. دم فروبستن. زبان در کام کشیدن. از سخن باز ایستادن. اِخراد. ( اقرب الموارد ). اِرمام. ( تاج المصادر بیهقی ) ( اقرب الموارد ). اِسکاتة. ( اقرب الموارد ). اِضباب. ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ) ( منتهی الارب ). اِسماط. ( منتهی الارب ). اِقراد. ( اقرب الموارد ). اِمساک. اِسطار. ( منتهی الارب ). اِنصاف. ( تاج المصادر بیهقی ). تَسمیط. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). تَصمیت. ( اقرب الموارد ). ضَب. ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ) ( منتهی الارب ).سَکت. سُکوت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( اقرب الموارد ). نَصت. ( منتهی الارب ): خاموش شدم که دانستم که راست می گوید اما قرار نمی یافتم. ( تاریخ بیهقی ).
هرگز لبم از ذکر تو خاموش نشد
یاد تو ز خاطرم فراموش نشد.خاقانی.گویاترم ز بلبل لیکن ز غم چو باز
خاموش از آن شدم که سخندان نیافتم.خاقانی.افسوس که اهل خرد و هوش شدند
وز خاطر یکدگر فراموش شدند
آنانکه بصد زبان سخن میگفتند
آیا چه شنیده اند که خاموش شدند.مقیمی. || خاموش شدن از خشم. از حال غضب بیرون آمدن. از عصبانیت در آمدن. از تندی فرونشستن. فروکش کردن. فرود آمدن. کَظم. کُظوم. ( اقرب الموارد ). || خاموش شدن از بیم. از روی ترس دم فروبستن. اِسباط. || خاموش شدن آتش. فرومردن آتش. اِنطَفاء. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || خاموش شدن چراغ. فرومردن چراغ. خفتن چراغ.
- خاموش شدن چراغ عمر؛ مردن. جان سپردن. وفات کردن.
- خاموش شدن از اندوه؛ از اندوه بیرون آمدن.
فرهنگ فارسی
حرف نزدن ساکت شدن
جمله سازی با خاموش شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و خود نیز به همراه تخمهای اژدها به داخل آتش میرود پس از خاموش شدن آتش دنریس به همراه ۳ اژدها از خاکسترها بیرون می آید «تارگریانها توسط آتش سوخته نمیشوند» و سپس برای کسب وستروس برای تشکیل ارتش اقدام میکند و در این راه چالشهای بسیاری طلب او را میکنند…
💡 ایمن از دشمن خاموش شدن بیباکی است خطر راهروان از سگ غافل گیرست
💡 در تاریخ ۱ آگوست سال ۲۰۱۷، بازی با خاموش شدن دائمی سرورها تا ماه نوامبر، برای همیشه از فروشگاه گوگل پلی و اپ استور حذف شد.
💡 دو کامپیوتر مثل هم در خودرو نصب شده و واحد الکترونیک خودرو نام دارد، شامل مموری سختگردانی تابشی برای بیشترین تحمل تابشهای محیط و از فضا است تا از خاموش شدن حفاظت شود.
💡 و توضیح میدهد که فرّهٔ آتش بهرامی که خاموش شود، مانند روان آدمیان پس از مرگ، به مینوان بازمیگردد. بندهش از خاموش شدن بسیاری آتشکدهها نخست در یورش اسکندر و سپس در یورش سپاه اسلام به ایران میگوید.[پ ۱۰][پ ۱۱][پ ۱۲] همچنین به آتش سهگانهٔ «کرکوی» در سیستان اشاره میکند و آتشهای کهنی که پیش از آمدن دین زرتشت نشانده شده بودند را هم آتش بهرام میداند.
💡 شبکه همچنین باید شرایط، خطاها یا خرابیهای پیشبینی نشده را در نظر بگیرد و بتواند منابع خود را برای بازیابی حداقل سطح محدودی از عملکرد مجدداً پیکربندی کند. با این حال، برخی از مؤلفهها باید اولویتبندی و ساختاربندی شوند تا نسبت به سایرین نسبت به شکست مقاومتر باشند. به عنوان مثال، شبکههایی که اطلاعات مهمی مانند دادههای پزشکی را حمل میکنند، هرگز نباید در معرض خطر خاموش شدن قرار گیرند.