خالص شدن

لغت نامه دهخدا

خالص شدن. [ ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مطاوعه «خالص کردن ». رجوع به «خالص کردن » شود.

فرهنگ فارسی

مطاوعه [ خالص کردن ].

جمله سازی با خالص شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز تشویش ریا جانت خلاص است چنین خالص شدن خاص خواص است

💡 و گفت: اول چیزی که ظاهر شود از احوال اهل احوال خالص شدن افعال ایشان بود هر که را سر خالص نبود هیچ فعل او صافی نبود.

💡 خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست مشک خالص شدن از صافی این خون پیداست

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز