صاحب ولایت

لغت نامه دهخدا

صاحب ولایت. [ ح ِ وِ ی َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) پیر. مرشد. ولی:
کسی را که نزدیک ظنت بدوست
چه دانی که صاحب ولایت خود اوست.سعدی.

فرهنگ عمید

پیشوا، مرشد، ولی.

فرهنگ فارسی

پیر مرشد

جمله سازی با صاحب ولایت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نجوم کوکبه شاه جهان اویس که هست قرین جام دم صاحب ولایت قرنش

💡 نیست رهایی زدام سخت علایق بی مدد صاحب ولایت اعظم

💡 ای صاحب ولایت نه عقل پست تست شست قضا و دست قدر زیر دست تست

💡 پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است شاهی که شد گدایِ تو صاحب ولایت است

💡 چنین پیغمبری صاحب ولایت کزو پیشینه کردند این ولایت

💡 کسی را که نزدیک ظنت بد اوست چه دانی که صاحب ولایت خود اوست؟

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
خطر یعنی چه؟
خطر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز