لغت نامه دهخدا
حاطب اللیل. [ طِ بُل ْ ل َ ] ( ع ص مرکب ) آنکه به شب از صحرا هیمه گرد کند. گردکننده هیمه به شب. هیزم گردکننده به شب. آنکه به شب هیمه گرد کند در بیابان. || کنایه است از آنکه هده و بیهده گوید و فرق میان جید و ردی نکند. آنکه هرچه بر زبانش آید گوید و امتیاز نکند میان گفتار خوب و بد. آنکه سخن رطب و یابس درهم گوید. پراکنده گوی. که هرچه بر زبان آید بگوید. ( مهذب الاسماء ). المکثار کحاطب اللیل. مثل است از اکثم بن صیفی. پرگوی چون خارکن بشب باشد. و این تشبیه از آنست که بسا باشد او را در این حال مار یا عقرب گزد. رجوع به امثال و حکم شود.