لغت نامه دهخدا
خاتم جمشید. [ ت َم ِ ج َ ] ( اِخ ) خاتم جم. انگشتر سلیمان:
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود.حافظ.رجوع به خاتم جم شود.
خاتم جمشید. [ ت َم ِ ج َ ] ( اِخ ) خاتم جم. انگشتر سلیمان:
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود.حافظ.رجوع به خاتم جم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ننگ ازین طور بد خاتم جمشید را ملک به زیر نگین پشت به خم داشتن
💡 ای نامزد خاتم جمشید که بر تو ختم است جهانداری و حقا که سزائی
💡 دیو دلی میکنند بر سر خاتم خاتم جمشید داشتن نه گزاف است
💡 سنگ را نقش کنی خاتم جمشید شود زین که بر باد نهی تخت سلیمان گردد
💡 توانی یک جهان عفریت را کشت که داری خاتم جمشید در مشت