حاجتومند

لغت نامه دهخدا

حاجتومند. [ ج َ م َ ] ( ص مرکب ) محتاج. نیازمند. نیازومند. حاجتمند. صاحب نیاز و حاجت:
من نگویم که قاسم الأرزاق
نعمت داده از تو بستاند
لیک گویم که هیچ بخرد را
حاجتومند تو نگرداند.سنائی.

فرهنگ عمید

حاجتمند، نیازمند، محتاج: من نگویم که قاسم الارزاق / نعمت داده از تو بستاناد لیک گویم که هیچ مسلم را / حاجتومند تو نگرداناد (سنائی۲: ۶۱۴ ).

جمله سازی با حاجتومند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلکه گویم که هیچ بخرد را حاجتومند تو نگرداناد

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز