شاخ زرین

لغت نامه دهخدا

شاخ زرین. [ خ ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از قلم زردرنگ نویسندگی باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از قلم زرد رنگ نویسندگی باشد

جمله سازی با شاخ زرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر تاجداران برآمد به تخت چو سیمرغ بر شاخ زرین درخت

💡 بیاویخت از شاخ زرین سپر بجایی کزو دور بودی گذر

💡 فروهشته از شاخ زرین سپر یکی بنده در پیش او با کمر

💡 سوی نانبا شد سبک باغبان بدان شاخ زرین ازو خواست نان

💡 دمید از شاخ زرین گل، چکیدش سیمگون شبنم؛ عیان شد طلعت عیسی، فشاند از شرم خوی مریم

عماد یعنی چه؟
عماد یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز