جاگه

لغت نامه دهخدا

جاگه. [گ َهَْ ] ( اِ مرکب ) مخفف جایگه. جایگاه:
کرد کنج عزلت این جاگه قبول
او شنید این جایگه گفت رسول.عطار.

فرهنگ عمید

=جایگاه

فرهنگ فارسی

جایگاه

جمله سازی با جاگه

💡 یافتی چیزی که آن همتاش نیست چست باش و اندرین جاگه مایست

💡 از آن دم دان تو اینجا اصل بودش همین جاگه بدان مر وصل بودش

💡 تو خود را کمترین جملگی گوی کز این جاگه بری در جملگی گوی

💡 چوخود میخواست کاین جاگه نماید نمود عشق بااللّه نماید

💡 بده جان تا شوی جانان باعزاز حجابت افتد این جاگه ز رخ باز

💡 کنون در صورت آدم یکی باش دوئی منگر در این جاگه یکی باش

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز