جادوفریبی

مترادف‌ها

افسونگری، شعبده‌بازی

لغت نامه دهخدا

جادوفریبی. [ ف ِ / ف َ ]( حامص مرکب ) عمل جادوفریب. رجوع به جادوفریب شود.

فرهنگ عمید

زیبایی.

فرهنگ فارسی

عمل جادو فریب.

جمله سازی با جادوفریبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاشقم عاشق ولی در طبع معشوق از منست عشوه را جادوفریبی غمزه را غارتگری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران