طاف

لغت نامه دهخدا

طاف. ( ع ص ) رجل طاف؛ مرد بسیارطواف. ( منتهی الارب ). بسیار طواف کننده.
طاف. ( اِخ ) نام رودی به دهستان علیاء نهاوند.

جمله سازی با طاف

💡 و قال (ص): «انّ الارض دحیت‌ من مکة، و أوّل من طاف بالبیت الملائکة و ما من نبیّ هرب من قومه الی اللَّه الّا هرب الی الکعبة، یعبد اللَّه فیها حتّی یموت» و «انّ قبر نوح و هود و شعیب و صالح فیما بین زمزم و المقام» و «انّ حول الکعبة لقبور ثلاثمائة نبیّ» و «انّ بین الرّکن الیمانی الی الأسود لقبر سبعین نبیّا، و انّ بین الصّفا و المروة لقبر سبعین الف نبیّ»

💡 بنگر آن باغ سیه گشته ز طاف طایف مکر ایشان باغ ایشان سوخته هم نایمون

💡 معلوم نیست نزد شما کاین نذیر مرگ اندر میان خلق چو طاف هر دریست

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز