لغت نامه دهخدا
ضمایم. [ ض َ ی ِ ] ( ع اِ ) ضمائم. ج ِ ضمیمه. رجوع به ضمائم و ضمیمه شود.
ضمایم. [ ض َ ی ِ ] ( ع اِ ) ضمائم. ج ِ ضمیمه. رجوع به ضمائم و ضمیمه شود.
(ضَ یِ ) [ ع. ضمائم ] (اِ. ) جِ ضمیمه.
= ضمیمه
جمع ضمیمه
۱ - ( صفت ) مونث ضمیم صاحب همراه. ۲ - چیزی که آن را به چیز دیگر جمع کرده باشند پیوست. جمع: ضمایم ( ضمائم ) یا ضمیمه اعور. زایده کرمی شکل که به سطح داخلی روده اعور متصل است و طول آن بین ۶ تا ۱۲ و گاهی ۲٠ سانتیمتر است آپاندیس آویزه.
ضمائم
جِ ضمیمه.
💡 کتاب در دو جلد منتشر شده و در مجموع ۶۸۰ صفحه دارد. اما بیشتر این صفحات به ضمایم و گزارش محاکمه اختصاص دارد. آنچه به خاطرات امیرانتظام مربوط میشود همان ۱۷۵ صفحه اول کتاب است که از ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ آغاز و به زمان محاکمه اش ختم میشود.