ضرب دیدگی
مترادفها
کوفتگی، کبودی
لغت نامه دهخدا
ضرب دیدگی. [ ض َ دی دَ / دِ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ضرب دیده. ضرب خوردگی.
فرهنگ عمید
= ضرب خوردگی
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت و چگونگی ضرب دیده ضرب خوردگی.
جمله سازی با ضرب دیدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زمانی که او به جزیره رسید با وینسنت گلدمن ملاقات کرد تا اطلاعاتی از اندی هالند را از او دریافت کند. در ادامه گلدمن از نیت تامپسون آگاه میشود و تلاش میکند که او را بکشد. آرک موفق به فرار میشود و خود را به بالای بام میرساند؛ وینسنت نیز به دنبال او می رود. تامپسون یک بالگرد را در آنجا دید و به کمک آن از آنجا می گریزد. وینسنت نیز زمانی که بالگرد در حال پرواز بود خود را رسانده و پایهٔ بالگرد را میگیرد. در نهایت وینسنت سقوط کرده و سپس آرک نیز با بالگرد سقوط میکند. پس از این رخداد، آرک تامپسون از این خطر نجات یافت اما پس از ضرب دیدگی سرش، حافظهٔ خود را از دست میدهد.