صادع

لغت نامه دهخدا

صادع. [ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صَدْع. || قاضی. داور. ( اقرب الموارد ). || شارع: علی صادعها السلام. || جبل ٌ صادع کصاحب؛ کوه رونده در زمین به درازا. سیل ٌ صادع و واد صادع کذلک. || الصبح الصادع؛ بامداد روشن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

روشن.

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از صدع

جمله سازی با صادع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قام رسول الله فیک بمعشر و صادع بالوحی الجلیل و خاطبا

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز