لغت نامه دهخدا
صاحب سماع. [ ح ِ س َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سماع دارنده. سماع کننده:
حمل بی صبری مکن بر گریه صاحب سماع
اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد.سعدی.رجوع به سماع شود.
صاحب سماع. [ ح ِ س َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) سماع دارنده. سماع کننده:
حمل بی صبری مکن بر گریه صاحب سماع
اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد.سعدی.رجوع به سماع شود.
سماع دارنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمل رعنایی مکن بر گریه صاحب سماع اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد