لغت نامه دهخدا
شب تک. [ ش َ ت َ ] ( اِ ) شپتک. شب نک. نوعی از بازی باشد و آنچنان است که بیک پای برجهند و لگد بر پشت و پهلوی هم زنند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
شب تک. [ ش َ ت َ ] ( اِ ) شپتک. شب نک. نوعی از بازی باشد و آنچنان است که بیک پای برجهند و لگد بر پشت و پهلوی هم زنند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
(شَ تَ ) (اِ. ) = شپتک: نوعی بازی و آن چنان است که به یک پای برجهند و لگد بر پشت و پهلوی هم زنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سفرها به مصر و شام و حجاز کردم ای دوست روز و شب تک و تاز