فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع ساجد در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
( اسم ) جمع ساجد در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
[ویکی الکتاب] معنی سَاجِدِینَ: سجده کنندگان
معنی فَقَعُواْ: پس بیفتید - پس فرود آیید (در اصل "فوقعوا":(پس وقوع یابید) بوده که برای سهولت تلفظ به این شکل درآمده است و "وقوع"عبارت است از حدوث و پدید آمدن،اتفاق افتادن، قرار گرفتن و فرود آمدن که از میان این معانی در عبارت "فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ" فرود آمدن و ا...
ریشه کلمه:
سجد (۹۲ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّما یُؤْمِنُ بِآیاتِنَا الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِها ای وعظوا بها، خَرُّوا سُجَّداً سقطوا علی وجوههم ساجدین خوفا من عذاب اللَّه و لقائه. و قیل: إِذا ذُکِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً ای اذا دعوا الی الصلوات الخمس بالاذان اجابوا، وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ای صلّوا بامر ربّهم.