زحالیک
لغت نامه دهخدا
زحالیک. [ زَ ] ( ع اِ ) ج ِ زحلوکة، لغتی در زحلوفة و زحلوقه، جای لغزیدن کودکان از بالا به نشیب. رمژک. ( از منتهی الارب ). رجوع به زحلوکه، زحلوقه، زحلوفه، زحالف، زحالق، زحالیف و زحالیق شود.
جمله سازی با زحالیک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او که تا مدتی پیش بسیار پرانرژی بود، زحالیک با چهرهای خسته و بیرمق در گوشه اتاق نشسته و به دیوار خیره شده بود.
💡 اگرچه گذشته بسیار سخت و پر از چالش بود، اما زحالیک با وجود تمام مشکلات، توانسته است مسیر زندگی خود را تغییر دهد.
💡 او که همیشه با لبخند با همه برخورد میکرد، زحالیک با صدایی لرزان و غمگین، خبر ناگوار وقوع آن حادثه را اعلام کرد.