زقم

لغت نامه دهخدا

زقم. [ زَ ] ( ع مص ) خوردن و فروبردن به گلو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || طعام زقوم خوردن ( والفعل من نصر ). ( ناظم الاطباء ). رجوع به تزغیم شود.

فرهنگ فارسی

خوردن و فرو بردن به گلو یا طعام زقوم خوردن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۳(بار)

جمله سازی با زقم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۳. به صورت بازگشتی پیمانه را با شروع از زقم بعدی (سمت راستی) مرتب می‌کند.

شاه اسپرم یعنی چه؟
شاه اسپرم یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز