لغت نامه دهخدا
( جرس آسا ) جرس آسا. [ ج َ رَ ] ( ص مرکب ) همانند جرس. || آواز همانند جرس:
چون جرس دار نجیبان ره یثرب سپرند
ساربان را همه الحان جرس آسا شنوند.خاقانی.
( جرس آسا ) جرس آسا. [ ج َ رَ ] ( ص مرکب ) همانند جرس. || آواز همانند جرس:
چون جرس دار نجیبان ره یثرب سپرند
ساربان را همه الحان جرس آسا شنوند.خاقانی.
( جرس آسا ) همانند جرس یا آواز همانند آواز جرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنت هلیه، پرجمعیتترین محله جرسی است که بر اساس سرشماری سال 2011، 33,522 نفر در آن ساکن هستند.
💡 نشان کاروان عافیت پیدا نشد لیکن به کوه و دشت کرد آواره آوای جرس ما را
💡 صدای دوستی نشنیدم از این بیقراریها به گوشم گاهی آواز جرس میرفت و میآمد
💡 پس از این مصاحبه، جرس اعلام کرد: مصاحبه مرتضی الویری با روزنامه جوان تحت فشار و نوعی بازجویی خارج از زندان است.
💡 محمل از شهر به در می برد امروز کسی از جرس کم نه ای ای ناله بر آور نفسی
💡 به جز غفلت متاعی نیست ما گم کرده راهان را جرس را چشم خواب آلود سازد کاروان ما