دو دانگ

لغت نامه دهخدا

دودانگ. [ دُ ] ( اِ مرکب ) ثلث. ( دهار ) ( ملخص اللغات ). سه یک. یک سوم. ( یادداشت مؤلف ). دو قسمت از شش قسمت چیزی.
- دودانگ خواندن؛ نرم و آهسته خواندن.

فرهنگ فارسی

ثلث. سه یک. یک سوم.

جمله سازی با دو دانگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موى سوخته گلنار، شاخ گاو كوهى، اگر نباشد استخوان سوخته، برگ عناب،گل ارمنى از هر يك جزء كند، و سفيد آب قلعى، توتياى شسته كرمانى، از هر يك يك جزوكوفته، از حرير گذرانيده و استعمال نمايند، و اگر به اندازه دو دانگ افيون مخلوطكرده با سفيدى تخم مرغ سرشته، فتيله بسازد و در مجراىبول بگذارند، در مسكن درد و رفع سوزش نظير ندارد.(40)

💡 یک دانگ دگر بر سر دو دانگ نهادم کودک چون نظر کرد بزرهای دگر بر

💡 - من ديروز همه مسائلى را كه احتياج داشتيد جواب دادم، آنمسائل را با يك درهم شطيطه كه وزنش يك درهم و دو دانگ است كه در ميان كيسه اى است كهچهارصد درهم دارد و متعلق به وازرى مى باشد، بياور و ضمنا پارچه حريرى شطيطهرا كه در بسته بندى آن برادران بلخى است، به من بده.

💡 به چند ساعت روز و کم از دو دانگ شبی کتاب قصه سلجوقنامه کرد تمام

💡 که بدانم سگ چه می‌گوید به بانگ قوم گفتندش ز دیناری دو دانگ

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز