زبانه ای
مترادفها
زبانه مانند، شعلهور
فرهنگستان زبان و ادب
{ligulate , strap-shaped, tongue-shaped} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی به شکل نوار و تا حدودی مستطیلی در گیاهان
جمله سازی با زبانه ای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز غمت چنانست سوزم که زبان کنم تصور به دهن ز آتش دل چو زبانه ای در آید
💡 شمع رخ او زبانه ای زد هم عقل بسوخت هم عبارت
💡 میبرزند ز مشرق شمع فلک زبانه ای ساقی صبوحی درده می شبانه
💡 شعلههای زبانه ای آتش در میان درختان خشک و انبوه جنگل به سرعت در حال گسترش بود و نظم و آرامش محیط را از بین میبرد.
💡 او با استفاده از کلمات زبانه ای و بسیار تیز، سعی کرد تا در بحثهای سیاسی، نظر مخالفان را به شدت متزلزل و متوجه اشتباه کند.
💡 در آن منطقه دورافتاده، ساختمانهای قدیمی با سقفهای زبانه ای و معماری سنتی، جلوهای بسیار خاص و چشمنواز به منظره عمومی منطقه بخشیده بودند.