لغت نامه دهخدا
( قابة ) قابة. [ ب َ ] ( ع اِ ) چوزه و تخم مرغ. ( ناظم الاطباء ).
قابة. [ ب ب َ ] ( ع اِ ) تندر یا آواز آن و قطره باران. ( منتهی الارب ): ما اصابتنا العام قابة. ( مهذب الاسماء ).
( قابة ) قابة. [ ب َ ] ( ع اِ ) چوزه و تخم مرغ. ( ناظم الاطباء ).
قابة. [ ب ب َ ] ( ع اِ ) تندر یا آواز آن و قطره باران. ( منتهی الارب ): ما اصابتنا العام قابة. ( مهذب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا چه سود بروز جزا و قابه و جزو چو از وقابة عفوش حمایتی نرسید