قابل ارتجاع
مترادفها
برگشتپذیر
متضادها
غیر قابل ارتجاع
لغت نامه دهخدا
قابل ارتجاع. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح فیزیکی ) جسم... ارتجاع پذیر. برگشت پذیر. رجوع به قابلیت ارتجاع شود.
فرهنگ فارسی
جسم...ارتجاع پذیر برگشت پذیر
جمله سازی با قابل ارتجاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیستم طبلکی چیزی شبیه تیوپ اتومبیل است که دیوارههای آن قابل ارتجاع میباشد. قسمتهای داخلی تقسیمبندی، توربین جاگذاری کردهاند. این سیستم را به صورت شناور روی آب میاندازند و موج به آنها ضربه وارد میکند. این ضربه به بدنه تیوپ وارد میشود و موجب فرورفتگی آن میشود. فرورفتگی باعث فشرده شدن هوای داخل آن شده در نتیجه هوای فشرده از یک محفظه وارد محفظه دیگر میشود و باعث چرخش توربینها میشود.