لغت نامه دهخدا
غافلا. [ ف ِ ] ( اِخ ) یکی از شعرای ایران و از اهالی طالقان است. وی در عهد شاه عباس ثانی میزیسته، از اوست:
ز شوق نامه نویسم، ز رشک پاره کنم
دلی که نیست تسلی در او، چه چاره کنم ؟( قاموس الاعلام ترکی ).
غافلا. [ ف ِ ] ( اِخ ) یکی از شعرای ایران و از اهالی طالقان است. وی در عهد شاه عباس ثانی میزیسته، از اوست:
ز شوق نامه نویسم، ز رشک پاره کنم
دلی که نیست تسلی در او، چه چاره کنم ؟( قاموس الاعلام ترکی ).
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
غفل (۳۵ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا وصلست و مانده بیخبر تو نباشی غافلا صاحب نظر تو
💡 «قالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلالِکَ الْقَدِیمِ» قال ابن عباس فی خطاک القدیم من حبّ یوسف لا تنساه غلظوا له القول بهذه الکلمة اشفاقا علیه و کان عندهم انّه مات، و قیل فی محبّتک القدیمة ما تنساها. و قال صاحب کتاب المجمل الضّلال ها هنا الغفلة، کقوله: «وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدی» ای غافلا عمّا یراد بک من امر النبوّة، و القدیم هو الموجود الّذی لم یزل ثمّ یستعمل للعتیق مبالغة، کقوله: «کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ».