غاضی

لغت نامه دهخدا

غاضی.( ع ص ) شتری که درخت غضا خورد. || تاریک وروشن. ( از اضداد ). ( کنزاللغة ). رجوع به غاض شود.

فرهنگ فارسی

شتری که درخت غضا خورد. تاریک و روشن

جمله سازی با غاضی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشته تیغ زبان اوست هر دم کافری آفرین ای قاضی غاضی همین باشد جهاد

💡 قاضی غاضی فرخنده رخ و دریا دل که جهان را بهمه روی منور دارد