عجولانه تصویر معنی عجولانه مترادفها شتابزده، با عجله، بیصبرانه متضادها شمرده، آرام، تدریجی فرهنگ عمید باشتاب و سرعت، مانند عجولان. فرهنگ فارسی مانند عجولان بشتاب: عجولانه کارها را انجام داد و رفت. کلمات مرتبط احتفاد متجبس ذحذحه عاجلا تهریع وصوف