عاهات
مترادفها
نقصها، معلولیتها، عیبها
متضادها
سلامت
لغت نامه دهخدا
عاهات. ( ع اِ ) آفتهاو سختیها. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
= عاهت
فرهنگ فارسی
جمع عاهه
( اسم ) جمع عاهه آفتها سختی ها.
جمله سازی با عاهات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز آفات گردون و عاهات دنیا تو جاوید در حفظ و زنهار باری
💡 او با رفتارهای غیرمسئولانه و بیموقع خود، مانند یک عاهات در محیط کار ظاهر شده و باعث ایجاد تنش و ناراحتی در میان تمام همکارانش شده است.
💡 نباید اجازه داد که افراد بیانگیزه و عاهات، روند پیشرفت پروژههای بزرگ اجتماعی را با تصمیمات اشتباه و بیمحتوای خود با تأخیر مواجه کنند.
💡 در بسیاری از داستانهای ادبی، شخصیتهای عاهات و مزاحم معمولاً نقشهای کمدی اما آزاردهندهای را در داستان برای به چالش کشیدن قهرمان اصلی ایفا میکنند.