عائد

لغت نامه دهخدا

عائد. [ ءِ ] ( ع ص ) بازگردنده. || زیارت کننده بیمار. ج، عَود، عُوَّد، عُوّاد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). || ( اِ ) آنچه به کسی مسترد شود و بازگردد از وجوه نقد و جز آن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عاید شود.
عائد. [ ءِ ] ( اِخ ) ابن ثعلبةبن وبرة البلوی صحابی. وی از کسانی است که در تحت الشجرة بیعت کرد و شاهد فتح مصر بود و به سال 53 هَ. ق. در برلس شهید شد. ( الاعلام زرکلی ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - باز گردنده. ۲ - آن چه بکس برگردد از وجوه نقد و غیره در آمد.
ابن ثعلبه بن وبره البلوی صحابی

جمله سازی با عائد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لوم، پس عائد به اهل شر بود ذیل عدل حق، از آن اطهر بود

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز