ظف

لغت نامه دهخدا

ظف. [ ظَف ف ] ( ع ص، اِ ) زندگانی تلخ و ناخوش. || ( اِمص ) پیوسته گرانی نرخ. || ( مص ) ظف قوائم بعیر؛ بستن هر چهار پای شتر و فراهم آوردن.

فرهنگ فارسی

زندگانی تلخ و ناخوش. یا پیوسته گرانی نرخ.

جمله سازی با ظف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امهات از وَجَع حمل بنالند همی بعد نه مه که ظف جای در ارحام گرفت