طغری

لغت نامه دهخدا

طغری. [ طُ را ] ( ع اِ ) طغرا. علامتی که با خط درشت بر طره احکام سلطانی کشند. صاحب تاج العروس گوید: این کلمه تتری است و اصل آن طورغای باشد و فارس و روم ( مقصود ترک عثمانی است ) آن را استعمال کنند. ج، طغراوات. و آن را پس از طره و پیش از بسمله به منشور ملصق میکرده اند. || وُلف در لغات شاهنامه طغری را بمعنی شاهین یا مرغ شکاری دیگر دانسته و این بیت شاهنامه را نیز شاهد آورده است:
بزد طبل و طغری شد اندر هوا
شکیبانبد مرغ فرمانروا.( 795 35.M ).و رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 169 و طغرا شود.

فرهنگ عمید

= طغرا

فرهنگ فارسی

علامتی که با خط درشت بر طره احکام سلطانی کشند.

جمله سازی با طغری

💡 که طغری به شاخی برآویختست کنون بازدارش بگیرد به دست

💡 همه توقیع‌ها را کرد باطل لبش از مشک چون طغری برآورد

💡 ز دیدارشان چشم او خیره شد ز باز و ز طغری دلش تیره شد

💡 به برزین چنین گفت شاه جهان که امروز طغری شد از من نهان

💡 چه اندر صدر تو دیوان طغری چه اندر دست دیوان خاتم جم

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز