طرا

لغت نامه دهخدا

طرا. [ طَ ] ( ع اِ ) آنچه غیر از خلقت زمین باشد. یعنی طری غیر ثری است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || چیزی که در احاطه عدد درنیاید از آفرینش یقال هم اکثر من الطرا و الثری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
طرا. [ طُ ] ( اِخ ) قریه ای است در شرقی نیل نزدیک فسطاط از ناحیه صعید مصر. ( معجم البلدان چ مصر ج 6 ص 33 ). رجوع به عیون الاخبار ج 1 ص 201 شود.

فرهنگ عمید

به کل، همگی.

فرهنگ فارسی

قریه ایست در شرقی نیل نزدیک فسطاط از ناحیه صعید مصر.

جمله سازی با طرا

💡 نداک سکرة الارواح طرا و فی لقیاک طاعء کل ناتی

💡 لاه ربی عن ا لخلائق طرا و هو الله لا یری و یری هو

💡 عیب خصم تو مستر نشود گر بشود مریمش رشته طرا زنده و عیسی نساج

💡 قیل لی أنت أفضل الناس طرا فی المعانی و فی الکلام البدیه

💡 کل امر منه حق مستحق نافذ ینفع الامراض طرا ینجلی منه الکلال

💡 شد اشاراتش اشارات ازل جاوز الاوهام طرا و اعتزل

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
نظام یعنی چه؟
نظام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز