خافی

لغت نامه دهخدا

خافی. ( ع ص ) پنهان و پوشیده. ( منتهی الارب ). ج، خوافی. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) پری. ( منتهی الارب ). ج، خوافی.
خافی. ( ص نسبی ) اهل خاف. کسی که بشهرستان خاف منسوب باشد.
خافی. ( اِخ ) یکی از شعرای متأخر ایران است که منظومه ای بنام چهاردرویش دارد. ( قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2012 ).

فرهنگ عمید

پنهان، پوشیده.

فرهنگ فارسی

یکی از شعرای متاخر ایران است.

جمله سازی با خافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاد غضب و لطف کند خافی و راجی جانهای سراسیمه و دلهای تپان را

💡 تا اولوالامر لایقش گردد کار خافی حقایقش گردد

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز