خار پیراهن

لغت نامه دهخدا

خار پیراهن. [ رِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از مخل و موذی است. ( آنندراج ):
خار پیراهن فانوس شود رشته شمع
جا به هر بزم که آن آتش سوزان دارد.فطرت ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مخل و موذی است

جمله سازی با خار پیراهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می شمارد خار پیراهن رگ جان را تنش چون میان نازک او تاب زنار آورد؟

💡 صحبت ناسازگاران خار پیراهن بود می کنم از سینه بیرون این دل غمناک را

💡 ساده لوحی خار پیراهن شمارد نقش را خانه آیینه روشن مصور گو مباش

💡 تا توان گل در گریبان ریختن از ذکر خیر خار پیراهن مشو آسودگان خاک را

💡 شکوه ناسازی گردون به اهل دل مبر یوسف گل پیرهن را خار پیراهن مشو

💡 جمع کن چون شبنم گل پا به دامان ادب از نگاه خیره گل را خار پیراهن مشو