خاتم بند

لغت نامه دهخدا

خاتم بند. [ ت َ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه بر استخوان فیل و شتر و جز آن گلها و تصویرات کنده بکند و این حرفه را خاتم بندی و خاتم بستن نیز گویند. ( آنندراج ). آنکه از عاج و استخوان شتر و چوب و غیره گلها و نقوش بر بعضی چیزها کند. ( غیاث اللغات ):
صد نقش بر استخوانم افکنده ز داغ
گویا که لب لعل تو خاتم بند است.مفید بلخی ( از آنندراج ).رجوع به خاتم کار و خاتم کاری شود.

فرهنگ عمید

= خاتم کار

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه از عاج فیل و شتر و چوب و جز آن گلها و نقوشی بر سطح چیزی ( چوب و غیره ) ایجاد کند.

جمله سازی با خاتم بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زآبنوس خط و عاج ز نخش خاتم بند مجری صبح من و مجمره شام منست

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز