حبس خانه

لغت نامه دهخدا

حبسخانه. [ ح َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مَحبس. زندان. سجن. دوستاق:
هم بمولد قرار نتوان کرد
که صدف حبسخانه درر است.خاقانی.

فرهنگ عمید

محبس، زندان، حبسگاه.

جمله سازی با حبس خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا متمکن به حبس خانه ی عقلی راه به دولت سرای عشق نداری

💡 اسیر سخن متصل تو می آری ز حبس خانه خاطر به جلوه گاه خیال

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز