حاجب بار

لغت نامه دهخدا

حاجب بار. [ ج ِ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آذن. بواب. || جبرئیل.

جمله سازی با حاجب بار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سام نریمان چاکرش، رستم نقیب لشکرش هوشنگ هارون درش، جم حاجب بار آمده

💡 چو بشنید این حکایت حاجب بار به دل گفت: «این جوان در شکل و رفتار

💡 آن سبه جامه میر حاجب بار کش امیر سرای بار کنند

💡 ملک جمشید چون آمد به درگاه به نزد حاجب بار آمد از راه

💡 آن حاجب بار در اسرار پیمبر آن میر دلیر سپه دین جهاندار

💡 در سرای بار تو گر جانشان باز آمدی حاجب بار تو بودی اردوان و اردشیر

سرکه یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز