در معنای عمومی، «جا زدن» به معنای عقبنشینی کردن یا از انجام کاری صرفنظر کردن است، مانند کسی که در موقعیت دشوار یا خطرناک، اقدام نمیکند و کنار میکشد. در ورزش و رقابتها، «جا زدن» به معنای عقب کشیدن، جای خود را از دست دادن یا اجازه دادن به رقیب برای پیشروی است. در برخی متون ادبی و تاریخی، جا زدن همچنین میتواند به معنای پنهان شدن یا فرار کردن از خطر یا مسئولیت به کار رود، که بار معنایی منفی دارد. در فرهنگ گفتاری، «جا زدن» گاهی با واژههایی مثل «ترسیدن»، «عقبنشینی» یا «صرفنظر کردن» مترادف استفاده میشود و در موقعیتهای مختلف معنای دقیق آن مشخص میشود. این واژه به شکل ترکیبی یا اصطلاحی نیز در جملات عامیانه به کار میرود و بافت فرهنگی و محاورهای خاص خود را دارد، که در فهم دقیق آن توجه به زمینه جمله اهمیت دارد.
جا زدن
لغت نامه دهخدا
جا زدن. [ زَ دَ ]( مص مرکب ) چیز کم قیمت و بدلی را بجای چیز پربها و اصلی به کسی دادن. بدلی را بجای اصلی دادن یا فروختن به چالاکی و زرنگی. چیزی بد یا غیر بد را بدل چیزی بفریب نمودن یا دادن. کسی را بجای دیگری جا زدن. به اغفال حریف و طرف چیزی بد را بدل چیزی خوب به او دادن.ناچیزی بجای چیزی و ارزانی بجای گرانبهائی دادن. به قصد اضرار چیزی را از روی فریب عوض کردن. ازراء. و رجوع به جا شود. || کوتاه آمدن و عدول کردن از روی ترس و ضعف. تو زدن. حرف خود را پس گرفتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- چیزی بدلی را بجای اصلی بکسی دادنیا فروختن قالب کردن. ۲- کسی را بجای دیگری معرفی کردن. ۳- تحمیل کردن.
جمله سازی با جا زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر کتاب نویسنده فروش رفت و سر و صدایی کرد مغرور میشود و اگر با پاسخی شایسته روبرو نشد به کار ادامه نمیدهد و این هر دو به ضرر نویسنده تمام میشود. شک نیست که ناقد نکته دانی که راه جلو پای نویسنده بگذارد نداریم و همین مشکل اصلی در جا زدن نویسندگان ماست.»