تازه رس

لغت نامه دهخدا

تازه رس. [ زَ/ زِ رَ ] ( ن مف مرکب ) نورس. ( آنندراج ):
بباغ درون از سموم نفس
اثر دسته بندد گل تازه رس.ظهوری ( از آنندراج ).|| جدید و نو. || اندکی پیش آمده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

نورس، تازه رسیده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- نو رس تازه رسیده. ۲- جدید نو.

جمله سازی با تازه رس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت با صیدِ قفس، مرغ چمن که: گل و میوه، خوش و تازه رس است

💡 گل حدیقه دل خواجگی که بود قدش نهال تازه رس بی مثال گلشن جان

💡 خوش نفس غنچه باغ قدم است تازه رس میوه شاخ کرم است

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز