باج ستان

لغت نامه دهخدا

باج ستان. [ س ِ ] ( نف مرکب ) باج گیرنده. عشار. ساعی. ( دستوراللغه ):
باج ستان ملوک تاج ده انبیا
کز در او یافت عقل خط امان از عقاب.خاقانی.واو بخوبی ز روم باج ستان
بنکوئی ز چین خراج ستان.نظامی.

فرهنگ عمید

باج گیر، باج گیرنده.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) کسی که باج گیرد آنکه خراج ستاند عشار.

جمله سازی با باج ستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به سلاح احدی تو ره ما را بزدی تو همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را

💡 تا شد از حسن قضا خدمت او قسمت ما حکمران بر فلک و باج ستان از قدریم

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز