فرهنگ معین
(تَ رِ بِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) مجرب، کاردان.
(تَ رِ بِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) مجرب، کاردان.
( صفت ) مجرب آزموده کاردان: مرد با تجربه ای است مقابل بی تجربه.
💡 نیک و بد هر کس را از تخته پیشانی میبیند و میخواند با تجربه خط خوانی
💡 گفتمش باز بگو گفت که پیری دهقان ز حلش نام که با تجربه مردی کهن است
💡 پندهای منِ با تجربه بنمای به گوش گر تویی پند نیوش
💡 داستان این مجموعه دربارهٔ بزی به نام آقای با، مدعی همهفنحریفی در همهٔ مهارتها است که با پذیرش انواع سفارشهای کاری، زندگی خود را میگذراند. هر قسمت به شغل جدیدی که آقای با تجربه میکند، میپردازد. او که در هیچ مهارتی وارد نیست در پایان داستان هر قسمت باعث خرابکاری و ناامیدی مشتری میشود.