با اینهمه

لغت نامه دهخدا

با اینهمه. [ هََ م َ / م ِ ] ( حرف ربط مرکب ) با وجود این. با تمام اینها:... و با اینهمه مانند آب شور هرچند بیش خورده شود تشنگی غالبتر گردد. ( کلیله و دمنه ).

جمله سازی با با اینهمه

💡 کاشکی با اینهمه محنت که من دارم ز غم روز آخر خود نکردی با من این بد گوهری

💡 ابو الفرج بی‌گمان شاگردان بسیار داشته، اما گویی کار تدریس پیشه او نبوده‌است با اینهمه گاه کسانی را می‌بینیم که در محضر او کتاب معینی را خوانده‌اند نظیر شیخی اندلسی به نام ابو زکریا یحیی یا ابو الحسین ابن دینار و نیز علی بن ابراهیم دهکی.

💡 من ندانستم با اینهمه استادی تو که در این کار ز خر خرتر و از سگ بتری

💡 مستسقیستی لاجرم، آماس دارد در شکم با اینهمه نفخ و ورم، در سینه صفرا ریخته

💡 ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتو جز مشتری سفله، ببازار چه دیدی

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز