تاریک دل

لغت نامه دهخدا

تاریک دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) سیاه دل. ( آنندراج ). تباه و خراب و تیره ضمیر و سیه دل. ( ناظم الاطباء ):
تاریک دلم تو روشنایی
آزرده تنم تو مومیایی.نظامی.

فرهنگ معین

(دِ ) (ص مر. ) سیاه دل، بدذات.

فرهنگ عمید

۱. گمراه.
۲. [قدیمی] غمگین.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سیاه دل تیره ضمیر.

ویکی واژه

سیاه دل، بدذات.

جمله سازی با تاریک دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنگ و تاریک دلم کز غم او گشت خراب کنج ویران من خانه خرابست مگر؟

💡 تا که بهتان‌ها نهد آن مظلم تاریک دل خنبک و مسخرگی و افسوس بر صاحب دلان

💡 چون شوم گرم خیال خنجر بیداد خویش جای روزن کلبه تاریک دل را چاک بس

💡 لاله خوانند ترا، آه! ز تاریک دلی سرو گویند ترا، وای! ز کوته‌نظری

💡 آن پریرو را چه لایق کلبه تاریک دل؟ مردم چشمست، بنشانم بچشم روشنش

💡 من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست تاریک دلم نور و ضیای تو کُجاست

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز