لغت نامه دهخدا
جاسر. [ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جُسور و جَسارة. دلیر. بلندبالا. ج، جاسرون. ( اقرب الموارد ). دلیر و بهادر. ( ناظم الاطباء ). || اقدام کننده. ج، جُسر و جُسُر. ( اقرب الموارد ).بی باک. کسی که با جرأت و دلیری بکاری اقدام کند.
جاسر. [ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جُسور و جَسارة. دلیر. بلندبالا. ج، جاسرون. ( اقرب الموارد ). دلیر و بهادر. ( ناظم الاطباء ). || اقدام کننده. ج، جُسر و جُسُر. ( اقرب الموارد ).بی باک. کسی که با جرأت و دلیری بکاری اقدام کند.
(س ) [ ع. ] (ص. ) جسور، بی باک.
۱. جسور، دلیر، بی باک.
۲. گستاخ.
دلیر بلند بالا
( اسم صفت ) جسور بی پاک گستاخ.
جسور، بی باک.
💡 ز حسرت خشگ بر جاسر و چون صورت فروماند اگر در جلوه ناز آوری سرو خرامان را
💡 آلیک تپه مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان خدابنده، بخش سجاسرود، روستای کشک آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۴۱۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خواهر او، هنرمند پلاستیک و متصدی نمایشگاهها، امیلی جاکیر و در حال حاضر مشغول ایجاد یک مرکز فرهنگی با نام «دار جاسر» در شهر بیتلحم است.
💡 علم برای آبادانی عالم است پس عالم صاحب خشیت باید اِنَّما یَخشیَ اللّهَ مِن عِبادِهِ العُلَماء تا آبادانی علم را سبب شود و عشق برای خرابی عالم است اَلْمَحَبَةُ نارٌ وَالشوقُ لَهَبُهُ پس عاشق صاحب تجاسر باید تا آتش در هر دو کون زند:
💡 از نخستین حکام آل حمید میتوان به شیخ برّاک بن غریر اشاره کرد که او را مؤسس حکومت آل حمید برمیشمارند. طبق نظر مؤرخینی چون حمد الجاسر و ابن بشر در سال ۱۰۸۰ هجری آل حمید و بنی خالد توانستند به رهبری براک بن غریر نیروهای عثمانی موجود در احساء رابیرون کرده و بدین ترتیب حکومت خود را تأسیس نمایند.